مادر، اي لطيف ترين گل بوستان هستي، اي باغبان هستي من، گاهِ روييدنم باران مهرباني بودي که به آرامي سيرابم کند. گاهِ پروريدنم آغوشي گرم که بالنده ام سازد. گاهِ بيماري ام، طبيبي بودي که دردم را مي شناسد و درمانم مي کند. گاهِ اندرزم، حکيمي آگاه که به نرمي زنهارم دهد. گاهِ تعليمم، معلمي خستگي ناپذير و سخت کوش که حرف به حرف دانايي را در گوشم زمزمه مي کند. گاهِ ترديدم، رهنمايي راه آشنا که راه از بيراهه نشانم دهد. مادر تو شگفتي خلقتي، تو لبريز از عظمتي؛ تو را سپاس مي گويم و مي ستايمت.
باغبان هستي:
نوشته شده توسط سعید در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387 ساعت 0:37 موضوع | لينک ثابت
درباره وبلاگ

saeed.rimapad.taheri@gmail.com
فهرست اصلي
دوستان
نوشته هاي پيشين
طراح قالب
POWERED BY
FreeCod Fall Hafez
آمار وبلاگ
تعداد بازديدهای اين وبلاگ: